piaffieren
اجرای حرکت پیاف (در اسبدوانی)
Bedeutungen
1
intransitiv
(اسبسواری) حرکت پیافه را انجام دادن؛ نوعی یورتمه درجا و جمعشده که در آن اسب پاهای خود را بالا میآورد.
- Das Pferd piaffierte elegant auf der Stelle, zur Freude des Publikums.اسب به زیبایی درجا پیافه میرفت و تماشاگران را به وجد میآورد.
- Der Reiter trainierte sein Pferd, perfekt zu piaffieren.سوارکار اسب خود را برای پیافه رفتن بینقص آموزش داد.