piaffieren

Aussprache: /piaˈfiːʁən/
Wortzerlegung: pi·af·fie·ren
فعل

اجرای حرکت پیاف (در اسب‌دوانی)

Bedeutungen

1 intransitiv

(اسب‌سواری) حرکت پیافه را انجام دادن؛ نوعی یورتمه درجا و جمع‌شده که در آن اسب پاهای خود را بالا می‌آورد.

  • Das Pferd piaffierte elegant auf der Stelle, zur Freude des Publikums.اسب به زیبایی درجا پیافه می‌رفت و تماشاگران را به وجد می‌آورد.
  • Der Reiter trainierte sein Pferd, perfekt zu piaffieren.سوارکار اسب خود را برای پیافه رفتن بی‌نقص آموزش داد.