فعل
قیراندود کردن، با قیر پوشاندن
معانی و تعاریف pichen:
- چیزی را با قیر یا مادهای مشابه پوشاندن تا ضد آب شود یا محافظت شود (کلمهای تخصصی/قدیمی)
جملات نمونه برای pichen:
Römer ''pichten'' manchmal ihre Schlachtfelder vor dem Kampf, auf dass diese dann später zum Verbrennen des Feindes durch Feuerpfeile entzündet werden konnten.
رومیها گاهی اوقات میدانهای نبرد خود را قبل از جنگ قیراندود میکردند تا بعداً بتوان با تیرهای آتشین دشمن را سوزاند.
Die Fischer pichten ihre Holzboote, um sie wasserdicht zu machen.
ماهیگیران قایقهای چوبی خود را قیر اندود میکردند تا ضد آب شوند.
Früher pichte man Dächer, um sie vor eindringendem Wasser zu schützen.
در گذشته سقفها را قیر اندود میکردند تا از نفوذ آب محافظت شوند.