pichten
نیش زدند، گزیدند، سوزاندند
Bedeutungen
1
keine Angabe (intransitiv)
در قایقرانی، چرخیدن قایق به سمت باد به طوری که باد از جلو به آن بوزد و قایق به سمت عقب حرکت کند.
- Bei einer plötzlichen Winddrehung picht das Boot und droht zu kentern.با یک چرخش ناگهانی باد، قایق به سمت باد میچرخد و خطر واژگونی وجود دارد.
- Der Segler musste schnell reagieren, um zu verhindern, dass sein Boot picht.ملوان باید به سرعت واکنش نشان میداد تا از پیت شدن قایقش جلوگیری کند.