pichten

Aussprache: /ˈpɪçtn̩/
Wortzerlegung: pich·ten
Konjugierte Form

نیش زدند، گزیدند، سوزاندند

Bedeutungen

1 keine Angabe (intransitiv)

در قایقرانی، چرخیدن قایق به سمت باد به طوری که باد از جلو به آن بوزد و قایق به سمت عقب حرکت کند.

  • Bei einer plötzlichen Winddrehung picht das Boot und droht zu kentern.با یک چرخش ناگهانی باد، قایق به سمت باد می‌چرخد و خطر واژگونی وجود دارد.
  • Der Segler musste schnell reagieren, um zu verhindern, dass sein Boot picht.ملوان باید به سرعت واکنش نشان می‌داد تا از پیت شدن قایقش جلوگیری کند.