Konjugierte Form
نیش زدن، سوزن زدن، درد خفیف و تیز
معانی و تعاریف pieksten:
- ایجاد یک درد خفیف، تیز و ناگهانی، مانند نیش حشره یا فرو رفتن جسم نوکتیز در پوست.
- به صورت مجازی، ایجاد احساس ناراحتی، آزار یا تحریک خفیف و مداوم.
جملات نمونه برای pieksten:
Die Dornen der Rose pieksten seine Finger, als er versuchte, sie abzuschneiden.
خارهای گل رز انگشتانش را گزیدند وقتی سعی کرد آنها را بچیند.
Ein stechender Schmerz piekste ihn plötzlich in der Seite.
درد تیزی ناگهان در پهلوی او فرو رفت.
Seine ständigen Einwände pieksten ihre Geduld.
اعتراضات مداوم او صبرش را میآزرد.