hineinpieken
فرو کردن نوک، نوک زدن به داخل، سیخ زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ + in + Akkusativ
فرو کردن نوک تیز چیزی به داخل یک جسم یا ماده، سیخ زدن.
- Er piekte mit dem Finger in den Teig hinein.او با انگشتش در خمیر فرو کرد.
- Der Vogel piekte mit seinem Schnabel in die Erde hinein.پرنده با نوکش در خاک فرو کرد.