فعل
بوق زدن، جیکجیک کردن، صدای سوت مانند دادن
معانی و تعاریف piepen:
- صدای کوتاه و بلند (مانند جوجه یا پرنده) تولید کردن.
- صدای بوق یا سوت کوتاه و مکرر تولید کردن (مثلاً دستگاه الکترونیکی).
جملات نمونه برای piepen:
„Hier ist Familie Wegners Anrufbeantworter. Dieser ''piept'' gleich und ist dann bereit, eine kurze Nachricht aufzunehmen.“
اینجا پیغامگیر خانواده وگنر است. بلافاصله بوق میزند و سپس آماده دریافت یک پیام کوتاه است.
Die kleinen Küken piepen im Nest.
جوجههای کوچک در لانه جیکجیک میکنند.
Das Rauchmelder piept, wenn die Batterie leer ist.
آشکارساز دود وقتی باتریاش خالی است، بوق میزند.