فعل
جیکجیک کردن، با صدای زیر و ضعیف صحبت کردن
معانی و تعاریف piepsen:
- جیکجیک کردن (صدای پرندگان کوچک یا جوجهها)
- بوق زدن، صدای کوتاه و تیز درآوردن (توسط دستگاهها)
جملات نمونه برای piepsen:
„»Ach!« ''piepste'' die Fledermaus in Todesangst.“
«„آه!“ خفاش از ترس مرگ جیغ کشید/با صدای زیر گفت.»
Die Küken piepsten im Nest.
جوجهها در لانه جیکجیک میکردند.
Ein kleiner Vogel piepste auf dem Ast.
یک پرنده کوچک روی شاخه جیکجیک میکرد.