piepten
بوق زدند/جیرجیر کردند
Bedeutungen
1
Nominativ (als Subjekt)
تولید صداهای ضعیف، تیز و ممتد، مانند صدای پرندگان جوان، حشرات یا دستگاههای الکترونیکی، یا به صورت مجازی برای صداهای مشابه.
- Die jungen Küken piepten jämmerlich nach ihrer Mutter.جوجههای جوان با ناله ضعیفی مادرشان را صدا میزدند.
- Das defekte Gerät piepte unaufhörlich und störte die Konzentration.دستگاه معیوب بیوقفه صدای ضعیف و تیزی تولید میکرد و تمرکز را مختل مینمود.