piercen

Aussprache: /ˈpiːɐ̯sn̩/
Wortzerlegung: pier·cen
فعل

سوراخ کردن (بدن برای آویزان کردن زیورآلات)

Beispiele

  • Sören will sich im Intimbereich ''piercen'' lassen.سورن می‌خواهد ناحیه تناسلی خود را پیرسینگ کند.
  • George ''ist'' im ganzen Gesicht ''gepierct.جورج تمام صورتش را پیرسینگ کرده است.
  • Silvana hat sich die Zunge ''piercen'' lassen.سیلوانا زبانش را پیرسینگ کرده است.
  • In seinem Piercingstudio ''hat'' Herr Ott schon viele Prominente ''gepierct.در استودیوی پیرسینگ خود، آقای اُت تاکنون افراد مشهور زیادی را پیرسینگ کرده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

سوراخ کردن بخشی از بدن (معمولاً گوش، بینی، ناف و غیره) برای قرار دادن زیورآلات.

  • Sie ließ sich die Nase piercen.او بینی‌اش را پیرسینگ کرد.
  • Viele Jugendliche lassen sich die Ohren piercen.بسیاری از جوانان گوش‌هایشان را پیرسینگ می‌کنند.