فعل
ادرار کردن (عامیانه، بچگانه)، نمنم باریدن (باران)
معانی و تعاریف pieseln:
- ادرار کردن (غیررسمی، عامیانه)
جملات نمونه برای pieseln:
Was für ein Frühlingstag, und schon wieder ''pieselt'' es so vor sich hin.
چه روز بهاریای است، و دوباره همینطور نمنم باران میبارد.
Ich muss mal ''pieseln,'' kannst du da drüben anhalten?
من باید ادرار کنم، میتوانی آنجا نگه داری؟
Der Hund pieselt an den Baum.
سگ به درخت ادرار میکند.