pieseln
ادرار کردن (عامیانه، بچگانه)، نمنم باریدن (باران)
Beispiele
- Was für ein Frühlingstag, und schon wieder ''pieselt'' es so vor sich hin.چه روز بهاریای است، و دوباره همینطور نمنم باران میبارد.
- Ich muss mal ''pieseln,'' kannst du da drüben anhalten?من باید ادرار کنم، میتوانی آنجا نگه داری؟
Bedeutungen
1
(intransitiv)
ادرار کردن (غیررسمی، عامیانه)
- Der Hund pieselt an den Baum.سگ به درخت ادرار میکند.
- Ich muss mal kurz pieseln gehen.من باید برای لحظهای جیش کنم.