pilotieren

Aussprache: /piloˈtiːʁən/
Wortzerlegung: pi·lo·tie·ren
فعل

هدایت کردن، خلبانی کردن، راندن

Beispiele

  • Wieder einmal ''hat'' der Brasilianer seinen Rennwagen erfolgreich ''pilotiert.بار دیگر راننده برزیلی ماشین مسابقه‌ای خود را با موفقیت هدایت کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(هواپیما، کشتی، فضاپیما) را هدایت کردن یا خلبانی کردن

  • Der Astronaut pilotierte das Raumschiff sicher zur Erde zurück.فضانورد سفینه فضایی را با اطمینان به زمین بازگرداند.
  • Sie pilotiert seit Jahren große Passagierflugzeuge.او سال‌هاست که هواپیماهای مسافربری بزرگ را خلبانی می‌کند.
2 Akkusativ

(مجازی) یک پروژه یا فرآیند را هدایت کردن و راهبری کردن (کمتر رایج)

  • Ein erfahrenes Team pilotiert das neue Forschungsprojekt.یک تیم باتجربه پروژه تحقیقاتی جدید را هدایت می‌کند.
  • Sie wurde beauftragt, die Einführung der neuen Software zu pilotieren.او مسئول شد تا معرفی نرم‌افزار جدید را راهبری کند.