pimmeln

Aussprache: /ˈpɪml̩n/
Wortzerlegung: pim·meln
فعل

با ناله شکایت کردن؛ (به طور عامیانه) وقت تلف کردن، بیکار بودن

Beispiele

  • Sie ''pimmelte'' auch ohne Not.او حتی بدون دلیل "ناله و شکایت می‌کرد".

Bedeutungen

1 intransitiv / mit + Dativ

(محاوره، عامیانه، گاهی وقیح) وقت تلف کردن، تنبلی کردن، بیهوده کاری کردن، با چیزی ور رفتن

  • Hör auf, den ganzen Tag nur rumzupimmeln!دست از تمام روز وقت تلف کردن بردار!
  • Er pimmelt immer an seinem Handy herum, anstatt zu lernen.او همیشه با موبایلش ور می‌رود به جای اینکه درس بخواند.