pimpeln

Aussprache: /ˈpɪmpl̩n/
Wortzerlegung: pim·peln
فعل

ناله کردن، شکایت کردن

Beispiele

  • Die Muhme ''pimpelt''.زن叔叔 ناله می‌کند.
  • Es nützt auch nichts zu ''pimpeln'', du bekommst nichts.ناله کردن هم فایده‌ای ندارد، چیزی به تو نمی‌رسد.

Bedeutungen

1 über + Akkusativ

به طور مداوم و با صدای بلند از چیزی شکایت کردن، غرغر کردن یا نق زدن (عامیانه و تحقیرآمیز).

  • Er pimpelt den ganzen Tag über seine Arbeit.او تمام روز در مورد کارش غرغر می‌کند.
  • Hör auf zu pimpeln und mach deine Aufgaben!دست از غرغر کردن بردار و کارهایت را انجام بده!