pimpern
رابطه جنسی داشتن، آمیزش کردن
Beispiele
- Die Verliebten sind früh heim, dort haben sie ''gepimpert.عشاق زود به خانه برگشتند، آنجا با هم رابطه داشتند.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(عامیانه، رکیک) سکس کردن، آمیزش جنسی داشتن
- Er hat die ganze Nacht mit ihr gepimpert.او تمام شب با او سکس کرد.
- Sie wollen nur pimpern und nicht reden.آنها فقط میخواهند سکس کنند و حرف نزنند.