anpingen

Aussprache: /ˌanˈpɪŋən/
Wortzerlegung: an·pin·gen
فعل

پینگ کردن (ارسال سیگنال شبکه)

Beispiele

  • Falls sie also den Rechner eines Kollegen nicht ''anpingen'' können, hat dieser (möglicherweise ohne es zu wissen) ping gesperrt.بنابراین اگر نمی‌توانید رایانه یک همکار را پینگ کنید، او (احتمالاً بدون اینکه بداند) پینگ را مسدود کرده است.
  • Fragen Sie einen anderen Kollegen nach seiner IP-Adresse und ''pingen'' Sie diese ''an.'' [Internetbeleg]از همکار دیگری آدرس IP او را بپرسید و آن را پینگ کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(فناوری اطلاعات) با ارسال یک بسته داده کوچک، اتصال و پاسخگویی یک کامپیوتر یا سرور را بررسی کردن.

  • Der Administrator musste den Server anpingen, um die Verbindung zu prüfen.مدیر سیستم مجبور شد سرور را پینگ کند تا اتصال را بررسی کند.
  • Kannst du mal die IP-Adresse anpingen, ob sie erreichbar ist?می‌توانی آدرس IP را پینگ کنی تا ببینی قابل دسترسی است؟
2 Akkusativ

(غیررسمی) به سرعت و به طور مختصر با کسی تماس گرفتن یا پیامی کوتاه فرستادن.

  • Ich pinge dich später mal an, wenn ich Zeit habe.بعداً وقتی وقت داشتم، بهت یه پیام کوتاه می‌فرستم (باهات تماس می‌گیرم).
  • Er hat mich nur kurz angepingt, um zu fragen, ob ich komme.او فقط برای اینکه بپرسد آیا می‌آیم، یک پیام کوتاه به من فرستاد.