pinnen

Aussprache: /ˈpɪnən/
Wortzerlegung: pin·nen
فعل

با پین وصل کردن، سنجاق کردن

Beispiele

  • Meine Termine ''pinne'' ich immer an die Wand in der Küche.من همیشه قرارهایم را روی دیوار آشپزخانه با پین وصل می‌کنم.

Bedeutungen

1 Akkusativ + an/auf + Akkusativ

چیزی را با سنجاق، پین یا ابزاری مشابه به سطحی چسباندن یا ثابت کردن.

  • Sie pinnte die Notiz an die Pinnwand.او یادداشت را به تخته اعلانات سنجاق کرد.
  • Kannst du das Foto bitte an die Wand pinnen?می‌توانی لطفاً عکس را به دیوار پین کنی؟
2 Akkusativ

(در اینترنت) یک محتوا (مانند پست یا تصویر) را در بالای یک صفحه یا پروفایل ثابت نگه داشتن تا همیشه قابل مشاهده باشد.

  • Er hat den wichtigsten Beitrag oben auf seinem Profil gepinnt.او مهم‌ترین پست را در بالای پروفایلش پین کرده است.
  • Du kannst diese Nachricht pinnen, damit sie nicht verloren geht.می‌توانی این پیام را پین کنی تا گم نشود.