abpipettieren

Aussprache: /apˌpipɛˈtiːʁən/
Wortzerlegung: ab·pi·pet·tie·ren
فعل

با پیپت برداشتن/جدا کردن

Beispiele

  • Nach dem Zentrifugieren wurde das Serum ''abpipettiert.پس از سانتریفیوژ کردن، سرم با پیپت جدا شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

مایعی را با استفاده از پیپت از ظرفی برداشتن یا به ظرفی منتقل کردن

  • Man muss genau 10 ml der Lösung abpipettieren.باید دقیقاً ۱۰ میلی‌لیتر از محلول را با پیپت برداشت.
  • Der Chemiker pipettierte die Probe in ein Reagenzglas ab.شیمیدان نمونه را با پیپت به یک لوله آزمایش منتقل کرد.