abpipettieren
با پیپت برداشتن/جدا کردن
Beispiele
- Nach dem Zentrifugieren wurde das Serum ''abpipettiert.پس از سانتریفیوژ کردن، سرم با پیپت جدا شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مایعی را با استفاده از پیپت از ظرفی برداشتن یا به ظرفی منتقل کردن
- Man muss genau 10 ml der Lösung abpipettieren.باید دقیقاً ۱۰ میلیلیتر از محلول را با پیپت برداشت.
- Der Chemiker pipettierte die Probe in ein Reagenzglas ab.شیمیدان نمونه را با پیپت به یک لوله آزمایش منتقل کرد.