heranpirschen
به سمت چیزی خزیدن، مخفیانه نزدیک شدن
Bedeutungen
1
sich + an + Akkusativ
به آرامی و با احتیاط به چیزی یا کسی نزدیک شدن، معمولاً برای اینکه دیده نشود.
- Der Jäger pirschte sich an das Wild heran.شکارچی مخفیانه به سمت حیوان وحشی نزدیک شد.
- Sie pirschte sich an die schlafende Katze heran.او به آرامی به سمت گربه خوابیده خزید.