pittoresk

Aussprache: /pɪtoˈrɛsk/
Worttrennung: pit·to·resk
صفت

خوش‌منظره، نقاش‌گونه، زیبا

Bedeutungen

1

به‌گونه‌ای که شبیه یک نقاشی زیبا و چشم‌نواز باشد؛ دارای منظره‌ای بسیار زیبا و دل‌انگیز که گویی توسط یک نقاش خلق شده است.

  • Das kleine Dorf am See ist wirklich pittoresk.روستای کوچک کنار دریاچه واقعاً خوش‌منظره است.
  • Die Landschaft wirkte durch die untergehende Sonne besonders pittoresk.منظره به خاطر خورشید در حال غروب، به‌ویژه نقاش‌گونه به نظر می‌رسید.
  • Wir haben in einer pittoresken Gasse übernachtet.ما در یک کوچه زیبا و چشم‌نواز شب را سپری کردیم.