pivotieren

Aussprache: /pivoˈtiːʁən/
Wortzerlegung: pi·vo·tie·ren
فعل

چرخیدن، محوریت داشتن، (در اکسل) تبدیل داده به جدول محوری

Bedeutungen

1 (intransitiv)

حول یک محور مرکزی چرخیدن یا حرکت کردن.

  • Der Roboterarm kann um 360 Grad pivotieren.بازوی ربات می‌تواند ۳۶۰ درجه حول محور خود بچرخد.
  • Die Kamera pivotiert langsam, um das gesamte Panorama aufzunehmen.دوربین به آرامی می‌چرخد تا کل منظره را ثبت کند.
2 (intransitiv)

(مجازی) تغییر جهت استراتژیک دادن، به خصوص در کسب‌وکار یا استارتاپ‌ها، برای سازگاری با شرایط جدید.

  • Das Startup musste pivotieren, um auf die neuen Marktanforderungen zu reagieren.استارتاپ مجبور شد تغییر جهت استراتژیک دهد تا به نیازهای جدید بازار پاسخ دهد.
  • Nach dem Misserfolg des ersten Produkts beschloss das Unternehmen, zu pivotieren.پس از شکست محصول اول، شرکت تصمیم گرفت تغییر جهت دهد.