pivotieren
چرخیدن، محوریت داشتن، (در اکسل) تبدیل داده به جدول محوری
Bedeutungen
1
(intransitiv)
حول یک محور مرکزی چرخیدن یا حرکت کردن.
- Der Roboterarm kann um 360 Grad pivotieren.بازوی ربات میتواند ۳۶۰ درجه حول محور خود بچرخد.
- Die Kamera pivotiert langsam, um das gesamte Panorama aufzunehmen.دوربین به آرامی میچرخد تا کل منظره را ثبت کند.
2
(intransitiv)
(مجازی) تغییر جهت استراتژیک دادن، به خصوص در کسبوکار یا استارتاپها، برای سازگاری با شرایط جدید.
- Das Startup musste pivotieren, um auf die neuen Marktanforderungen zu reagieren.استارتاپ مجبور شد تغییر جهت استراتژیک دهد تا به نیازهای جدید بازار پاسخ دهد.
- Nach dem Misserfolg des ersten Produkts beschloss das Unternehmen, zu pivotieren.پس از شکست محصول اول، شرکت تصمیم گرفت تغییر جهت دهد.