plädieren
طرفداری کردن، دفاع کردن، رأی دادن به
Bedeutungen
1
für + Akkusativ (etwas/jemanden) plädieren
دفاع کردن، استدلال کردن، طرفداری کردن از چیزی یا کسی، به ویژه در یک بحث رسمی یا دادگاه.
- Der Anwalt plädierte für die Unschuld seines Mandanten.وکیل از بیگناهی موکل خود دفاع کرد.
- Sie plädierte für mehr Umweltschutz.او برای حفاظت بیشتر از محیط زیست استدلال کرد.
2
auf + Akkusativ (schuldig/unschuldig) plädieren
اظهار بیگناهی یا گناهکاری کردن در دادگاه در پاسخ به اتهام.
- Der Angeklagte plädierte auf nicht schuldig.متهم اعلام بیگناهی کرد.
- Nach langer Beratung plädierte die Jury auf schuldig.پس از مشورت طولانی، هیئت منصفه رأی به گناهکار بودن داد.