plötern

Aussprache: /ˈpløːtɐn/
Worttrennung: plö·tern
فعل

زمزمه کردن، پچ‌پچ کردن (آب)، وراجی کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

باریدن شدید باران یا برف (گویشی، غیررسمی).

  • Es plötert schon den ganzen Morgen.تمام صبح است که باران می‌بارد.
  • Hör auf zu plötern, wir müssen los!بس کن اینقدر باران ببارد، باید برویم!
2 intransitiv (بدون مفعول)

چکه کردن، پاشیدن یا ریختن مایعات به صورت ناپیوسته یا با صدا.

  • Das Wasser plötert aus dem kaputten Rohr.آب از لوله شکسته چکه می‌کند.
  • Die Tinte plötert auf das Papier.جوهر روی کاغذ می‌پاشد.