فعل
باریدن شدید و پر سر و صدا (باران)
معانی و تعاریف pladdern:
- باریدن شدید باران (regional, informal)
- پاشیدن مایعات (regional, informal)
جملات نمونه برای pladdern:
Es ''pladderte'' den ganzen Nachmittag lang.
تمام بعدازظهر باران شدید میبارید.
In der Ferne grummelt es. Ein Gewitter zieht auf, das Grollen des Donners kommt näher. Ein paar Tropfen fallen. Dann beginnt es plötzlich zu ''pladdern,'' der Regen rauscht durch das Blätterdach.
در دوردست غرش میکند. طوفانی در راه است، غرش رعد نزدیکتر میشود. چند قطره میافتد. سپس ناگهان باران شروع به باریدن شدید میکند، باران از میان شاخ و برگ درختان میگذرد.
Es pladdert schon seit Stunden.
ساعتهاست که باران شدید میبارد.