mitplanen

Aussprache: /ˈmɪtˌplaːnən/
Wortzerlegung: mit·pla·nen
فعل

در برنامه‌ریزی شریک بودن، با هم برنامه‌ریزی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ / an + Dativ / bei + Dativ

همراه با افراد دیگر در فرآیند برنامه‌ریزی و طرح‌ریزی یک فعالیت شرکت کردن

  • Die Bürger durften den neuen Park aktiv mitplanen.شهروندان اجازه داشتند در برنامه‌ریزی و طراحی پارک جدید فعالانه مشارکت کنند.
  • Sie hat von Anfang an bei diesem Event mitgeplant.او از همان ابتدا در برنامه‌ریزی این رویداد مشارکت داشت.