planmäßig

Aussprache: /ˈplaːnˌmɛːsɪç/
Worttrennung: plan·mä·ßig
صفت

طبق برنامه، برنامه‌ریزی شده، منظم

Bedeutungen

1

طبق یک برنامه از پیش تعیین شده یا زمان‌بندی مشخص انجام شدن.

  • Der Zug kommt planmäßig um 15:30 Uhr an.قطار طبق برنامه ساعت ۱۵:۳۰ می‌رسد.
  • Die Bauarbeiten verlaufen planmäßig.عملیات ساختمانی طبق برنامه پیش می‌رود.
  • Wir haben einen planmäßigen Ablauf für das Projekt.ما یک روند برنامه‌ریزی شده برای پروژه داریم.