mitplanen
در برنامهریزی شریک بودن، با هم برنامهریزی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / an + Dativ / bei + Dativ
همراه با افراد دیگر در فرآیند برنامهریزی و طرحریزی یک فعالیت شرکت کردن
- Die Bürger durften den neuen Park aktiv mitplanen.شهروندان اجازه داشتند در برنامهریزی و طراحی پارک جدید فعالانه مشارکت کنند.
- Sie hat von Anfang an bei diesem Event mitgeplant.او از همان ابتدا در برنامهریزی این رویداد مشارکت داشت.