planen
برنامهریزی کردن، طراحی کردن، قصد داشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ / zu + Infinitiv
برای انجام کاری در آینده، طرح و برنامه ریختن یا قصد انجام کاری را داشتن
- Wir planen unseren Urlaub für den Sommer.ما تعطیلات تابستانمان را برنامهریزی میکنیم.
- Sie plant, ein neues Haus zu bauen.او قصد دارد یک خانه جدید بسازد.
2
Akkusativ
طراحی کردن یا نقشهکشی فنی/مهندسی برای یک سازه، ساختمان یا پروژه
- Der Architekt plant das neue Gebäude.معمار ساختمان جدید را طراحی میکند.
- Die Ingenieure planen die Brücke sehr sorgfältig.مهندسان پل را با دقت زیادی طراحی میکنند.