planen

Aussprache: /ˈplaːnən/
Wortzerlegung: pla·nen
فعل

برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، قصد داشتن

Beispiele

  • Die Flucht war sorgfältig ''geplant.فرار به دقت برنامه‌ریزی شده بود.
  • Als der Architekt Walter Gropius vor 50 Jahren die erste Großsiedlung Berlins ''plante,'' war das auch ein Symbol des modernen Lebens. Heute haben Großsiedlungen wie die "Gropiusstadt" ein Image-Problem.‎هنگامی که والتر گروپیوس، معمار، ۵۰ سال پیش اولین شهرک بزرگ برلین را برنامه‌ریزی کرد، این نیز نمادی از زندگی مدرن بود. امروزه شهرک‌های بزرگی مانند «گروپیوس‌اشتات» مشکل تصویر (برند) دارند.

Bedeutungen

1 Akkusativ / zu + Infinitiv

برای انجام کاری در آینده، طرح و برنامه ریختن.

  • Wir planen unseren Urlaub für den Sommer.ما تعطیلات تابستانمان را برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Sie plant, ein neues Haus zu bauen.او قصد دارد یک خانه جدید بسازد.
2 Akkusativ

طراحی کردن یا نقشه‌کشی کردن برای یک سازه یا پروژه.

  • Der Architekt plant das neue Gebäude.معمار ساختمان جدید را طراحی می‌کند.
  • Die Ingenieure planen die Brücke sehr sorgfältig.مهندسان پل را با دقت زیادی طراحی می‌کنند.