vorausplanen
از پیش برنامهریزی کردن، آیندهنگری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas vorausplanen)
رویدادها، نیازها یا اقدامات آینده را دورنگرانه و از مدتها قبل برنامهریزی کردن.
- Wir müssen die Urlaubsreise für das nächste Jahr schon jetzt vorausplanen.ما باید سفر تعطیلات سال آینده را همین الان از پیش برنامهریزی کنیم.
- Das Unternehmen plant seine Investitionen langfristig voraus.شرکت سرمایهگذاریهای خود را بلندمدت از پیش برنامهریزی میکند.