فعل
آببازی کردن، تلپتلپ در آب بازی کردن
معانی و تعاریف plantschen:
- در آب دست و پا زدن، آببازی کردن (معمولاً به صورت بازیگوشانه)
جملات نمونه برای plantschen:
Die Kinder plantschten im Pool.
بچهها در استخر آببازی میکردند.
Er plantschte mit den Füßen im Bach.
او پاهایش را در جوی آب تکان میداد (آببازی میکرد).