فعل
پچپچ کردن، ور زدن، پرحرفی کردن (بدون محتوای خاص)
معانی و تعاریف plappern:
- صحبت کردن زیاد و سریع، اغلب بدون فکر یا درباره چیزهای بیاهمیت؛ وراجی کردن.
- چیزی را ناخواسته یا بدون اجازه فاش کردن، لو دادن.
جملات نمونه برای plappern:
Munter ''plapperte'' die Kleine auf dem Rücksitz des Wagens vor sich hin.
کودک کوچک روی صندلی عقب ماشین با خوشحالی برای خودش ور میزد.
„Wie die Äffchen haben die immer ''geplappert'' und ''geplappert'' und ''geplappert,'' auf der Stube.“
«مثل میمونها همیشه پچپچ میکردند و پچپچ میکردند و پچپچ میکردند، در اتاق.»
Die Kinder plapperten aufgeregt über ihren Ausflug.
بچهها با هیجان درباره گردششان وراجی میکردند.