فعل
چکیدن (با صدا)، باریدن (با صدا)
معانی و تعاریف plattern:
- به معنای فروپاشی ناگهانی و کامل یک ساختار، برنامه، یا ایده؛ شکست خوردن یا از هم پاشیدن به شکلی غیرمنتظره و قاطع.
جملات نمونه برای plattern:
„Der Regen ''platterte'' aufs Blechdach“ […].
"باران روی سقف فلزی چکید."
Nachdem die Finanzierung unerwartet gestrichen wurde, drohte das gesamte Projekt zu plattern.
پس از اینکه بودجه به طور غیرمنتظرهای قطع شد، کل پروژه در معرض فروپاشی قرار گرفت.
Die sorgfältig ausgearbeiteten Pläne des Unternehmens plattern, als der Hauptinvestor ausstieg.
برنامههای دقیق شرکت زمانی از هم پاشید که سرمایهگذار اصلی خارج شد.