فعل
گپ زدن، چت کردن (غیررسمی)
معانی و تعاریف plauschen:
- به صورت دوستانه و غیررسمی با کسی صحبت کردن، گپ زدن
- صحبتهای بیاهمیت یا شایعات را رد و بدل کردن، پچپچ کردن
جملات نمونه برای plauschen:
Die Züchter stehen ums Lagerfeuer, ''plauschen'' noch kurz, erzählen vom Sommer und freuen sich schon wieder auf die Mücken der warmen Jahreszeit: …
دامداران دور آتش جمع میشوند، کمی گپ میزنند، از تابستان میگویند و دوباره برای پشههای فصل گرم مشتاق میشوند: …
Wir plauschten lange über alte Zeiten.
ما مدت زیادی درباره دوران گذشته گپ زدیم.
Sie plauscht gerne mit ihren Nachbarn im Garten.
او دوست دارد در باغ با همسایگانش گپ بزند.