Konjugierte Form
ورشکست شدند (گذشته فعل pleitegehen)
معانی و تعاریف pleitegingen:
- به طور کامل ورشکست شدن و قادر به ادامه فعالیت اقتصادی نبودن؛ از نظر مالی کاملاً از بین رفتن (در گذشته).
جملات نمونه برای pleitegingen:
Viele kleine Unternehmen pleitegingen während der Wirtschaftskrise.
بسیاری از شرکتهای کوچک در طول بحران اقتصادی ورشکست شدند.
Die Banken, die auf riskante Kredite setzten, pleitegingen im darauffolgenden Crash.
بانکهایی که روی وامهای پرخطر شرط بسته بودند، در سقوط بعدی ورشکست شدند.