plempern
تلف کردن وقت، هدر دادن، ریختن مایعات (از روی بیاحتیاطی)
Beispiele
- Heute haben wir aber ganz schön mit unserer Zeit ''geplempert.امروز دیگر خیلی وقتمان را تلف کردیم.
- Der Kleine hat mal wieder mit dem Wasser ''geplempert.پسر کوچولو باز هم آب را ریخت (روی زمین).
Bedeutungen
1
Akkusativ
(عامیانه) مایعات را به صورت بیدقت ریختن یا پاشیدن.
- Vorsicht, du plemperst den Kaffee!مواظب باش، قهوه را میریزی!
- Die Kinder haben beim Malen Farbe geplempert.بچهها هنگام نقاشی رنگ ریخت و پاش کردند.
2
Akkusativ
(عامیانه) وقت یا پول را بیهوده هدر دادن.
- Plemper nicht deine Zeit mit solchen unwichtigen Dingen.وقتت را با چنین چیزهای بیاهمیتی هدر نده.
- Er plempert sein ganzes Geld für Unsinn.او تمام پولش را برای مزخرفات هدر میدهد.