صفت
باهوش، زیرک، زرنگ و چالاک
جملات نمونه برای plietsch:
Er lernt schnell, ''plietsch'' wie er ist.
او سریع یاد میگیرد، بس که زیرک و باهوش است.
Egon ist ein ganz ''plietsches'' Kind.
اگون یک بچه بسیار زرنگ است.
„Noch liegt das Weltzentrum des Tierhandels in London, doch bald spricht sich herum, dass ein ''plietscher'' Hamburger Jung schneller ist als seine Konkurrenten.“
مرکز جهانی تجارت حیوانات هنوز در لندن است، اما به زودی این خبر میپیچد که یک جوان زیرک هامبورگی سریعتر از رقبا عمل میکند.