plinkernden
چشمکزن، چشمکزن (صفت فاعلی، حالتهای مختلف صرفی)
Bedeutungen
1
akkusativ
نور دادن به صورت متناوب و ناپایدار، مانند چشمک زدن چراغها یا نگاهی که نشاندهنده تردید یا هیجان است.
- Die Lichter der Stadt begannen in der Ferne zu plinkern, als die Dämmerung hereinbrach.با فرا رسیدن غروب، چراغهای شهر در دوردست شروع به چشمک زدن کردند.
- Sein Blick war nervös und plinkert, als er die unerwartete Frage des Professors hörte.نگاهش عصبی و لرزان بود، وقتی سوال غیرمنتظره استاد را شنید.