فعل
پف کردن، باد کردن (لباس یا پر پرندگان)
معانی و تعاریف pludern:
- گپ زدن، پچپچ کردن، صحبتهای غیررسمی و دوستانه
- راز فاش کردن، لو دادن (اطلاعات محرمانه)
جملات نمونه برای pludern:
Die Bundfaltenhose ''pludert'' über dem Bauch.
شلوار پیلیدار روی شکم پف کرده است.
Den augenfälligsten Wandel haben in den letzten hundert Jahren wohl die Unterhosen durchlaufen: Während dort heutzutage mit Stoff geradezu gegeizt wird, ''pluderten'' sich unter den Röcken der Urgroßmütter oftmals richtiggehende Stoffsäcke mit langen Beinlingen: Zelte statt Strings.
بارزترین تغییر در صد سال اخیر احتمالاً مربوط به زیرپوشها بوده است: در حالی که امروزه در مصرف پارچه برای آنها صرفهجویی میشود، در گذشته زیر دامن مادربزرگها اغلب کیسههای پارچهای بزرگ با ساقهای بلند پف میکردند: چادر به جای بند.
Sie saßen im Café und pluderten über alte Zeiten.
آنها در کافه نشسته بودند و درباره دوران قدیم گپ میزدند.