فعل
با صدای 'پلومپ' افتادن، با سنگینی افتادن
معانی و تعاریف plumpsen:
- به طور ناگهانی و با صدای نسبتاً بلند (مانند صدای افتادن در آب یا روی زمین نرم) به جایی افتادن.
جملات نمونه برای plumpsen:
Die Murmel ''plumpste'' in die Milch.
تیله در شیر افتاد.
Um zwei Uhr in der Nacht ''plumpste'' er in den Teich.
ساعت دو شب او در برکه افتاد.
Der Stein plumpste ins Wasser.
سنگ با صدای "پلومپ" در آب افتاد.