فعل
تپیدن، کوبیدن، اصرار ورزیدن
معانی و تعاریف pochen:
- تپیدن (قلب)، کوبیدن (در)
- اصرار کردن، پافشاری کردن
جملات نمونه برای pochen:
„Die Möwen schrillen kläglich, es grollt und brandet die See; - Dein Herz ''pocht'' wildbeweglich, Du schöne Wasserfee!“
«مرغهای دریایی به طرز اسفباری جیغ میکشند، دریا غر میزند و موج میزند؛ - قلب تو به شدت میتپد، ای پری دریایی زیبای من!»
Sein Herz pochte vor Aufregung.
قلبش از هیجان میتپید.
Jemand pochte laut an die Tür.
کسی با صدای بلند به در میکوبید.