pointieren
برجسته کردن، تاکید کردن، مشخص کردن (در داستان) / شرط بستن (در قمار)
Beispiele
- Je nachdem wir dies oder jenes ''pointieren,'' ändert sich der Gesamteindruck.بسته به اینکه این یا آن را چگونه برجسته کنیم، کل تصور تغییر میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
بر یک نکته خاص، اغلب در گفتار یا نوشتار، تأکید کردن یا آن را برجسته ساختن.
- Der Redner pointierte seine Argumente mit klaren Beispielen.سخنران با مثالهای واضح بر استدلالهای خود تأکید کرد.
- Sie pointierte die Wichtigkeit der Zusammenarbeit in ihrem Vortrag.او در سخنرانی خود بر اهمیت همکاری تأکید کرد.