polemisieren
جدل کردن، طعنه زدن، انتقاد تند کردن
Beispiele
- Er argumentiert nicht wirklich, er ''polemisiert'' nur.او واقعاً استدلال نمیکند، بلکه فقط طعنه میزند.
Bedeutungen
1
intransitiv / gegen + Akkusativ
به صورت تند و جدلی درباره یک موضوع بحث کردن یا انتقاد کردن.
- Der Journalist polemisierte in seinem Artikel gegen die Regierung.روزنامهنگار در مقالهاش علیه دولت جدل کرد.
- Es ist leicht, nur zu polemisieren, statt Lösungen anzubieten.آسان است که فقط جدل کنیم به جای اینکه راهحل ارائه دهیم.