politisieren

Aussprache: /poliˈtiːziːrən/
Wortzerlegung: po·li·ti·sie·ren
فعل

سیاسی کردن، درباره سیاست بحث کردن، به سیاست کشاندن

Beispiele

  • Drei Häuser weiter rasierte ein barbiere gerade einen Kunden und die beiden ''politisierten'' lautstark.سه خانه آن طرف‌تر، یک آرایشگر در حال اصلاح مشتری بود و آن دو با صدای بلند ''درباره سیاست بحث می‌کردند''.

Bedeutungen

1 Akkusativ

موضوعی را سیاسی کردن، به آن جنبه سیاسی دادن

  • Man sollte das Thema nicht politisieren, sondern sachlich bleiben.نباید این موضوع را سیاسی کرد، بلکه باید واقع‌بین بود.
  • Die Medien haben die Debatte unnötig politisiert.رسانه‌ها بحث را بی‌جهت سیاسی کرده‌اند.
2 intransitiv

درباره سیاست صحبت کردن، درگیر سیاست شدن

  • Er politisiert gerne am Stammtisch.او دوست دارد سر میز کافه درباره سیاست صحبت کند.
  • In dieser Familie wird viel politisiert.در این خانواده زیاد سیاست‌بازی می‌شود.