فعل
با انگشت یا چیزی دیگر جستجو کردن/کاوش کردن (معمولاً با حرکت چرخشی یا فشار)
معانی و تعاریف polken:
- با انگشت یا ابزاری کوچک چیزی را از جایی بیرون آوردن یا در آن کاوش کردن.
جملات نمونه برای polken:
„Der mit der Ledermütze ''polkte'' in seinem rechten Ohr.“
مرد کلاه چرمی، در گوش راستش با انگشت کاوش میکرد.
Er polkte mit dem Schlüssel in dem Schloss herum.
او با کلید در قفل ور رفت.
Man sollte nicht in der Nase polken.
نباید در بینی خود دست کرد (با انگشت چیزی را بیرون آورد).