polsterten
بالش گذاشتند، کوسن گذاشتند
Bedeutungen
1
nicht spezifiziert
پوشاندن سطحی با مواد نرم و ضخیم (مانند پارچه، فوم) برای راحتی، زیبایی یا محافظت؛ مبل کردن.
- Die Stühle wurden mit feinem Samt gepolstert.صندلیها با مخمل نفیس مبل شده بودند.
- Der Innenraum des Autos ist luxuriös gepolstert.فضای داخلی خودرو به طرز مجللی روکش شده است.
2
nicht spezifiziert
ایجاد یک لایه ضربهگیر یا عایق برای کاهش صدا، حرارت یا ضربه؛ عایقبندی کردن.
- Die Wände des Aufnahmestudios sind schallpolstert.دیوارهای استودیوی ضبط صدا عایق صوتی هستند.
- Eine dicke Teppichschicht polstert den Boden und reduziert den Trittschall.یک لایه ضخیم فرش، کف را نرم میکند و صدای پا را کاهش میدهد.