polsterten

Aussprache: /ˈpɔlstɐtən/
Wortzerlegung: pols·ter·ten
Konjugierte Form

بالش گذاشتند، کوسن گذاشتند

Bedeutungen

1 nicht spezifiziert

پوشاندن سطحی با مواد نرم و ضخیم (مانند پارچه، فوم) برای راحتی، زیبایی یا محافظت؛ مبل کردن.

  • Die Stühle wurden mit feinem Samt gepolstert.صندلی‌ها با مخمل نفیس مبل شده بودند.
  • Der Innenraum des Autos ist luxuriös gepolstert.فضای داخلی خودرو به طرز مجللی روکش شده است.
2 nicht spezifiziert

ایجاد یک لایه ضربه‌گیر یا عایق برای کاهش صدا، حرارت یا ضربه؛ عایق‌بندی کردن.

  • Die Wände des Aufnahmestudios sind schallpolstert.دیوارهای استودیوی ضبط صدا عایق صوتی هستند.
  • Eine dicke Teppichschicht polstert den Boden und reduziert den Trittschall.یک لایه ضخیم فرش، کف را نرم می‌کند و صدای پا را کاهش می‌دهد.