poppen
رابطه جنسی داشتن، نزدیکی کردن
Beispiele
- Eigentlich wollten sie nur ''poppen,'' und dann haben sie sich verliebt.آنها در واقع فقط میخواستند رابطه جنسی داشته باشند، و بعد عاشق هم شدند.
- Wollte Endi Effendi damit andeuten, dass die beiden ''gepoppt'' haben?آیا اندی افندی میخواست با این حرف اشاره کند که این دو نفر با هم رابطه داشتهاند؟
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
سکس کردن (عامیانه، وقیحانه)
- Sie haben die ganze Nacht gepoppt.آنها تمام شب سکس کردند.
- Er wollte sie poppen.او میخواست با او سکس کند.
2
(ohne Objekt)
پاپ کردن، ترکیدن (صدا)
- Das Popcorn poppt im Topf.ذرت بو داده در قابلمه میترکد.
- Der Korken poppte aus der Flasche.چوب پنبه از بطری پرید.