poppen

Aussprache: /ˈpɔpn̩/
Wortzerlegung: pop·pen
فعل

رابطه جنسی داشتن، نزدیکی کردن

Beispiele

  • Eigentlich wollten sie nur ''poppen,'' und dann haben sie sich verliebt.آنها در واقع فقط می‌خواستند رابطه جنسی داشته باشند، و بعد عاشق هم شدند.
  • Wollte Endi Effendi damit andeuten, dass die beiden ''gepoppt'' haben?آیا اندی افندی می‌خواست با این حرف اشاره کند که این دو نفر با هم رابطه داشته‌اند؟

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

سکس کردن (عامیانه، وقیحانه)

  • Sie haben die ganze Nacht gepoppt.آنها تمام شب سکس کردند.
  • Er wollte sie poppen.او می‌خواست با او سکس کند.
2 (ohne Objekt)

پاپ کردن، ترکیدن (صدا)

  • Das Popcorn poppt im Topf.ذرت بو داده در قابلمه می‌ترکد.
  • Der Korken poppte aus der Flasche.چوب پنبه از بطری پرید.