porös

Aussprache: /poˈrøːs/
Worttrennung: po·rös
صفت

متخلخل، سوراخ‌دار، پوک

Bedeutungen

1

دارای سوراخ‌های ریز و فضاهای خالی که باعث نفوذپذیری مایعات یا گازها می‌شود؛ پوک و سبک.

  • Der Schwamm ist sehr porös und saugt viel Wasser auf.اسفنج بسیار متخلخل است و آب زیادی جذب می‌کند.
  • Das Gestein war porös und bröckelte leicht.سنگ متخلخل بود و به راحتی خرد می‌شد.
  • Eine poröse Oberfläche kann Farbe gut aufnehmen.یک سطح متخلخل می‌تواند رنگ را به خوبی جذب کند.