pornosüchtig

Aussprache: /ˈpɔʁnoːˌzʏçtɪç/
Worttrennung: por·no·süch·tig
صفت

معتاد به پورنوگرافی

Bedeutungen

1

کسی که به طور اجباری و ناسالم به تماشای پورنوگرافی اعتیاد دارد.

  • Er gab zu, pornosüchtig zu sein und suchte professionelle Hilfe.او اعتراف کرد که به پورنوگرافی معتاد است و به دنبال کمک حرفه‌ای بود.
  • Die Beziehung litt stark darunter, dass er pornosüchtig war.رابطه به شدت از این واقعیت که او به پورنوگرافی معتاد بود، رنج می‌برد.
  • Es ist wichtig, die Anzeichen einer pornosüchtigen Verhaltensweise zu erkennen.تشخیص علائم رفتار اعتیادگونه به پورنوگرافی مهم است.